این روزها - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 22:00
امروز جلو آینه کمی رقصیدم،کمی ورزش کردم.همسری هم وسطش اذیتم میکرد و میخندید.یواشکی میومد منو نگاه میکرد.منم جیــــــغ برو بیروووون خلاصه اینکه جلو آینه ورزش کردن و رقصیدن خیلی خوبه.آدم رو ترغیب میکنه به ورزش. ممکنه واسه همسری یه سفر کاری یک هفته ای پیش بیاد که هنوز معلوم نیست کِی و قطعی هم نیس
19- - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:33
راستش این روزها حال و حوصله ندارم.یعنی حس هیچ چیزی ندارم.رژیمی هم نیستم و هیچ تلاشی هم برای لاغری نمیکنم. الان هم نمیدونم میخوام شروع کنم یا نه. ر.ژیم گرفتن انگیزه زیادی میخواد.آرامش میخواد.اما خب فعلا ذهنم خیلیییی درگیره.با این وجود سعی میکنم شروع کنم.
20- - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:33
دو سه ماهه به شدت درگیرم،ذهنم مشغوله، استرسم بالاست،کلا زندگی روال طبیعی نداره.مدام هم میخورم رژیم هم که رو هواست.فقط چاق تر میشم تو این حال روحی،اصلا نمیتونم خودم رو کنترل کنم.تا اوایل بهمن انشالله همه چیز اوکی میشه.فقط اینکه من دارم وقتم رو از دست میدم و عید خیلییییی نزدیکه و حالم گرفته شده که وزن...
21- - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:33
خیلی دلم میخواد فعال باشم و بنویسم و همه چیز عالی و مثبت باشه.فقط میخوابم و میخورم و منتظرم زمان بگذره. این خیلی بد و افتضاحه. وضعیت خوابم رو دوباره بهم ریختم.تقریبا بیش از 40 روز بود که سحرخیز بودم اما متاسفانه باز بهم ریخت و تا 10-11 میخوابم استرس و فشار عصبی بدجور منو بهم میریزه و فلجم میکنه. بای...
22- - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:33
تصمیم دارم بازم خودم رو جمع و جور کنم و با اراده بشم.یه مهم برام پیش اومده که تا اوایل بهمن اگه خدا بخواد قطعی میشه و من خیلیییی استرس دارم برای این امر مهـــم. ( دعا کنید برام لطفا ) سعی میکنم تا اون موقع خودم رو سرگرم کنم و ر.ژیم بگیرم و ورزش کنم.کاش بازم پر انرژی بشم.خیلییی غرغر میکنم. طفلی همسری...
23-چرا به اونچه که میخوای نمیرسی - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:33
چرا به اونچه که میخوای نمیرسیاینکه چرا چیزهایی که میخواستی رو انجام ندادی، فقط دو دلیل داره: به خاطر یه چیز بیرونی نتونستی به خاطر یه چیز درونی نتونستیمسئله اینه: تقریبا هر کسی که موفق میشه، فرض رو بر شمارهی ۲ گذاشته. از نظر اون آدم، دلیل اصلی موفق نشدن خودش بوده. بی برو برگشت، تقصیر خودش بوده. همیش...
چه کنم با اراده ی ته کشیده؟! - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:33
راستش چندین و چند بار پُست نوشتم و پاک کردم.خب اون انرژی سابق رو ندارم.سه ماه پر از استرس رو گذروندم و انگار از درون خالی شدم کلااااا. الان هرکاری میکنم نمیتونم با انگیزه باشم.وضعیت خوابم بهم ریخته.یعنی افتضاح شده درواقع.باید بازم تلاش کنم سحرخیز بشم.فرصت زیادی ندارم.دعا کنید یه انرژی دوباره بیاد تو...
نوشتن یا ننوشتن!؟! - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:33
راستش گاهی دوست دارم بنویسم اما گاهی هم منصرف میشم،در واقع خیلی وقت ها اصلا حس و حال نوشتن ندارم.شاید چون دیگه کمتر کسی میاد سراغ وبلاگ.اما به نظرم محیط وبلاگ نویسی همیشه عالیه. خیلی اهداف تو ذهنم هست که دلم میخواد عملی کنم.در موردشون بنویسم و بهشون فکر کنم.باید این قدرت اراده ام رو بیشتر و بیشتر کن...
ذهن شلوغ - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:33
میان آرزوی تو ومعجزه خداوند، دیواری است به نام اعتماد. پس اگر دوست داری به آرزویت برسی با تمام وجود به او اعتماد کن. هیچ کودکی نگران وعده بعدی غذایش نیست زیرا به مهربانی مادرش ایمان دارد. ای کاش ایمانی از جنس کودکانه داشته باشیم. کمی استرس دارم،خیلی کارها دارم که مدام دارم به بعد موکول میکنم،عجله دا...
حرف ها و دل آزردن ها - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:33
یه وقتایی هم هست که صبح ِ ت با حرف های مزخرف بعضی آدم ها شروع میشه و رسما به گند کشیده میشه.اما تو بلند میشی و لباس ورزشیت رو میپوشی،بند کفشت رو محکم میبندی و تردمیل رو روشن میکنی و شروع میکنی به راه رفتن و دویدن بلکه آروم بشی.اما هنوز مغزت پر از اون حرف هاست،بعد از ورزش میری دوش میگیری بدون اینکه س...
یه روز نو - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 6:33
خب من امروز بهترم.گاهی مسیرم رو گم میکنم،گاهی خودم رو گم میکنم. در واقع { دائما یکسان نباشد حال دوران،غم مخور } برم که یه روز دیگه بسازم.باید به ادامه ی خونه تکونی و جمع و جور کردن وسایل برسم.